.

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان لز دبيرستاني
 
لز زوری مینا با یه دختر دبیرستانی – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/لز-زوری-مینا-با-یه-دختر-دبیرستانی
Translate this page
لز زوری مینا با یه دختر دبیرستانی. 1389/4/12. سلام.من اسمم میناست و … داشتم از یه کوچه فرعی خلوت رد میشدم که یهو یه دختر دبیرستانی با روپوش مدرسه پرید جلو ماشینم. …. 13. چه فانتزی توپی ،براوو ، من هر داستانی رو دنبال نمیکنم، عالی ، محشر ، ای کاش کارکتر های این داستان رو من داشتم همین رو مستند میکردم ، واقعا تبریک میگم …
لز من و سوگند
https://shahvani.com/dastan/لز-من-و-سوگند
Translate this page
Sep 11, 2013 – سلام اسم من سحر . من 25 سالمه عاشق لزم ولی به این معنا نیست که مثل لزبیان از سکس با مرد بدم بیاد.تا حالا خیلی لز داشتم چه با دوستام چه با غریبه اما اولین لزم بر میگرده به دوران دبیرستان. فقط قبل داستانم بگم من یه آرشیو بزرگ از لز های خودم و کلیپ های لز دیگه دارم و دارم آرشیومو بزرگش میکنم اگه دختری خوشگل و …
من پونه هستم، ۲۴ ساله و همجنسگرا – BBC Persian
www.bbc.com/persian/iran-41469485
Translate this page
Oct 13, 2017 – در رشته مطالبی که به مناسبت فصل صد زن در نظر گرفتیم، از شماری از مخاطبان همجنسگرای بی‌بی‌سی درخواست کردیم تا از تجربیات خود بگویند. … روانی و هم از نظر جذابیت های فیزیکی) من آن نوع احساسات را همیشه به دخترانی که با آنها همکلاس بودم داشتم؛ حسی که آشکارا میدیدم دختران راهنمایی و دبیرستانی هم مدرسه ای من …
همکلاسی من (داستان) – Persian Epoch Times
persian.epochtimes.com/arts…/همکلاسی-من-داستان-33678.html
Translate this page
Oct 3, 2016 – یادم می یاد که یک روز در زنگ تفریح، این دوستم از من پرسید که چند خواهر و برادر دارم و من پاسخ دادم که یک خواهر و یک برادر کوچک تر از خودم دارم. صحبت همان جا تمام شد و به دلایلی به یاد می‌آورم که این دوست عزیز من مداوم از خانواده ا‌ش برای من حرف میزد، از اینکه پدر و مادر خوبی داشت، یک خواهر و یک برادر داشت، رفاه نسبی …
nokhbeha – دخترای دبیرستانی
www.nokhbeha24.blogfa.com/tag/دخترای-دبیرستانی
Translate this page
داستان دستشویی معلما. از اونجایی که من علاقه ی شدیدی به دستشویی رفتن دارم ، روزی حداقل دو بار باید دستشویی برم ، دستشویی دانش آموزا ته حیاطه و کلا از دم در کلاس ما تا اونجا کیلومتر ها راه هست ، یک بار که زنگ خورده بود و باید می رفتیم سر کلاس به شدت کار فوری داشتم ، در حدی که نمی شد جلوی خودمو بگیرم ، هوا هم بس ناجوانمردانه …

 







NS